نمي دانم چرا بايد گذر کردو سفر
نمي دانم
ولي شايد خطائي کرده باشم
نمي دانم
ولي در این شکی ندارم
که در آن سردي جانسوز غربت
توان دوری از او را ندارم
و شاید آن دیار سردو غربت
دگر باری به ایزد جان سپارم
بیایم تا ببینم روی ماهش
برای لحظه ای هر چند کوتاه
که آرامش بیابد جان زارم

















